X
تبلیغات
::. آتش نشان .::

::. آتش نشان .::

:: متن ادبی با موضوع آتش و لحظات هولناک

 
 
شعله های زرد و قرمز تو را به یاد چه می اندازند؟ شعله هایی که گاهی آنقدر بی رحمند که همه چیز را می بلعند. اگرچه این شعله ها زیبایی خاص خود را دارند ؛ اما گاهی به خاطر اندکی بی دقتی یا شاید هم به خاطر بازیگوشی یک کودک حادثه ای برزگ رقم بخورد.
 به یاد آور لحظه ای را که همه تلاش می کنند برای مهار عامل مرگ ! لحظه ای که همه در دستشان سطل آبی است یا لحظه ای که صدای ناله از خانه هایی که به خاکستر تبدیل می گردند بلند می شود.... این ها تنها یک حادثه نیست ؛ بلکه عبرتی است برای همگان تا بدانند که : حادثه هیچ وقت خبر نمی کند
آری؛ به یاد آور لحظه ای را که مأموران آتش نشانی با تلاش وصف ناپذیری و با به خظر انداختن و نادیده گرفتن زندگی خود با تمام وجود برای نجات همنوعشان تلاش می کنند. لحظات مرگ و زندگی؛ لحظاتی که گاه صدای ناله را می توان شنید و گاه تنها سکوتی مرگبار است. لحظاتی که درون هیچ کس آرام و قرار نیست.
مأموران آتش نشانی تلاش خود را برای عدم گسترش شعله های مرگ می کنند؛ اما آیا می توان این خسارت سنگین را جبران کرد؟ مسلماً دیگر همه چیز به خاکستر تبدیل شده و تنها نتیجه اخلاقی از این حادثه، عبرت گرفتن و بیشتر دقت نمودن است.
پس بیاییم دقت را سرمشق خود در هر کاری قرار دهیم تا مبادا خدای ناکرده اشتباهات دیگران را تکرار نماییم.
+ نوشته شده در  ساعت 21:3  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: تصاویر آتش نشانی

-----------------------------------------------------

-------------------------------------------------------

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  ساعت 0:58  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: شعری در وصف آتش و آتش نشانی

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي جانسوز
هر طرف مي سوزد اين آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود
من به هر سو مي دوم گريان
در لهيب آتش پر دود
وز ميان خنده هايم تلخ
و خروش گريه ام ناشاد
از دورن خسته ي سوزان
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! ي فرياد

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشي بي رحم
همچنان مي سوزد اين آتش
نقشهايي را كه من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و ديوار
در شب رسواي بي ساحل

واي بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هايي را كه پروردم به دشواري
در دهان گود گلدانها
روزهاي سخت بيماري
از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذيانه خنده هاي فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه اين مشبك شب
من به هر سو مي دوم ، گ
گريان ازين بيداد
مي كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

واي بر من، همچنان مي‌سوزد اين آتش
آنچه دارم يادگار و دفتر و ديوان
و آنچه دارد منظر و ايوان

من به دستان پر از تاول
اين طرف را مي كنم خاموش
وز لهيب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخيزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، كه مي داند كه بود من شود نابود
خفته اند اين مهربان همسايگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاكستر
واي، آيا هيچ سر بر مي‌كنند از خواب
مهربان همسايگانم از پي امداد ؟

سوزدم اين آتش بيدادگر بنياد
مي‌كنم فرياد ، اي فرياد ! اي فرياد

******************************

دست تو ناجی تنهایی این پنجره هاست

تن تو فصل برآشفتگی زنجره هاست

شعر تو کوک ترین ساز مرا آتش زد

غزلت آتش افتاده به این حنجره هاست

*****************************

باراني ام , باراني ام , باراني از آتش

 يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش

اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زنداني از آتش

 اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد

 با واژه اي ممنوع  ، با انساني از آتش

 بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد

 بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش

 تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش

 بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش

 كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد

 من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش

 اين روزها محكوم  ِ اعدامم به جرم عشق

 در انتظارم بشنوم   ، فرماني از آتش

******************************

+ نوشته شده در  ساعت 0:56  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: تصاویر آتش نشانی

---------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  ساعت 0:52  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: عکس های ربات آتش نشان

تصوير

--------------------------------------------------------------

تصوير

----------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  ساعت 0:29  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: تصاویر آتش نشانی

:: شماره ی 1

----------------------------------------------------------

:: شماره ی 2

-------------------------------------------------------

:: شماره ی 3

+ نوشته شده در  ساعت 0:20  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: همین گوشه کنارها...

تقاطع میرداماد ـ ولی عصر
کنار شیر آتش‌نشانی
زود رسیدم
سر قرار

به شیر چهار‌‌شانه و جدی نگاه کردم
ـ چند وقت است منتظری ؟
ـ ده سال
ترجیج می‌دهم
منتظر بمانم
جایی آتش نگیرد

به قرار ما
پنج دقیقه مانده
بروم یا بمانم ؟

+ نوشته شده در  ساعت 23:49  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: آتش نشانی؛ آمیزه ای از عشق و وظیفه

زمان به سرعت می گذشت و دلهره شدیدی آتش نشانان را فراگرفته بود. شعله های آتش از هر طرف ساختمان زبانه می کشید. تقریبا همه بیرون آمده بودند، اما هنوز یک کودک 6 ساله در ساختمان مانده بود.

رفتن به داخل ساختمان به دلیل احتمال ریزش گدازه های آتش غیر ممکن به نظر می رسید. تقریبا همه از نجات کودک ناامید شده بودند...

کمی آن طرف تر مادر کودک بر سر و صورت خود می زد، مرد طاقت دیدن این صحنه را نداشت. بی محابا دل به آتش زد، چند دقیقه بعد سایر نیروهای آتش نشان او را از میان شعله های آتش با کودکی در بغل، در حالی که لبخند پیروزمندانه ای بر لب داشت، بیرون آوردند. کودک نجات یافته بود، اما آتش نشان فداکار به دلیل شدت جراحات وارده به بیمارستان انتقال یافت.

آتش نشانی

دریادلان حوادث

می گویند هر شغلی سختی ها و لذت های خاص خود را دارد، اما برخی مشاغل بسیار خاص ترند و آتش نشانی یکی از آنهاست. شغلی که با اضطراب، ترس، نگرانی، شیرینی، تلخی و تاسف همراه است. شخص آتش نشان، دل دریایی می خواهد تا بتواند به آتش بزند و فرد حادثه دیده ای را به زندگی بازگرداند و شاید خودش نیز در این میان با زندگی وداع کند.

آتش نشانان دریادلانی هستند که در هنگام بروز حوادث جان به کف و بی محابا دل به آتش می زنند و دل دریایی داشتن یعنی همین.

نگاهی به پیشینه آتش نشانی در کشور

بر اساس گزارش پایگاه اینترنتی شهرداری تهران، نخستین ایستگاه آتش نشانی در ایران حدود 150 سال پیش توسط روسیه تزاری در شهر تبریز(پایتخت کشور در آن روزها)، تاسیس شد که لوازم و تجهیزات آن نیز هم اکنون در موزه آتش نشانان تهران نگهداری می شود.

در تهران نیز اولین واحد آتش نشانی در سال 1303 شمسی در گاراژی به نام « حسنی» واقع در سه راه امین حضور با کمک 75 درجه دار نظامی و چند دستگاه خودرو« ان-آ-گ» توسط یک ژنرال روسی راه اندازی شد و در سال 1307 نیز یکی از قبرستان های قدیمی تهران «ایستگاه فعلی حسن آباد» به مرکز ماشین های آب پاش تبدیل شد که صرفا اقداماتی از قبیل آب پاشی معابر، آبیاری درختان و برخی اوقات عملیات اطفای حریق را انجام می دادند، شاید به همین دلیل بود که بعدها نام « اطفائیه» را بر روی این واحد گذاشتند.

پس از مدت ها به دلیل گسترش شهر و افزایش جمعیت، دومین ایستگاه آتش نشانی نیز در شمیرانات کار خود را شروع کرد و پس از آن هم واحدهای دیگری در نقاط مختلفی از پایتخت از جمله دروازه دولاب، میدان مولوی، چهارراه عباسی و ... تاسیس شدند.

آتش نشانی در تهران امروز

اکنون پس از گذشت سال ها از تاسیس نخستین ایستگاه های آتش نشانی و گروه امداد و نجات، که در ابتدا یک سری اقدامات و فعالیت های تشریفاتی و ابتدایی را شامل می شد، امروز با توجه به گسترش کلان شهر تهران، ازدیاد جمعیت، گسترش ساخت و سازها بدون رعایت اصول ساختمان سازی و تجهیزات ایمنی، تمرکز بخش قابل توجهی از صنایع، مشاغل و کارخانجات و اماکن اداری و تجاری در پایتخت و همچنین قرار گرفتن بخشی از این شهر در گسل زلزله و خطر وقوع حوادث طبیعی در فصل مختلف سال، رسالت سازمان آتش نشانی را بیشتر از پیش در حفظ امنیت و تامین ایمنی شهروندان در هنگام وقوع حوادث و بلایا آشکار ساخته است.

وقوع روزانه 80 حادثه در تهران

بر اساس اطلاعات و آمارهای رسیده از واحد آمار سازمان آتش نشانی شهر تهران روزانه 70 تا 85 حادثه در تهران به سازمان آتش نشانی گزارش داده می شود که نیروهای آتش نشانی بلافاصله پس از اطلاع از حادثه خود را به محل رسانده و به امدادرسانی به حادثه دیدگان می پردازند.

بیشترین حریق ها در اماکن، معابر و گذرگاه ها، منازل مسکونی و وسایل نقلیه رخ داده است.

آتش نشانی یکی از سخت ترین حرفه های شغلی در دنیا محسوب می شود، اما با این حال هنوز در کشور ما بسیاری از ابعاد این حرفه ی طاقت فرسا، ناشناخته مانده و آتش نشانان روزانه با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند.

هم اکنون 2700 نیروی آتش نشانی در ناوگان آتش نشانی شهر تهران فعال هستند که بر اساس استانداردهای جهانی این میزان باید به 5000 نیرو در کلان شهر تهران افزایش یابد.

این در حالی است که به نظر می رسد هنوز از نظر تعداد ایستگاه های آتش نشانی نیز در پایتخت با کمبودهایی مواجه هستیم به طوریکه در حال حاضر فقط 75 ایستگاه آتش نشانی در شهر 12 میلیونی وجود دارد که حداقل این تعداد باید به 120 ایستگاه برسد.

شاید همین احساس کمبود و نیاز مبرم به حضور سریع این نیروها در محل حادثه موجب شده که شهردار تهران با جدیت از سازمان آتش نشانی بخواهد که توسعه ایستگاه های آتش نشانی را با سرعت هر چه تمام تر در دستور کار خود قرار دهد.

روزانه 7 هزار زنگ خور مزاحم

در حالی که بر اساس آمار رسیده از سازمان آتش نشانی شهر تهران، روزانه 9500 تماس تلفنی با شماره 125 از سوی شهروندان تهرانی برقرار می شود، ولی به گفته مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران فقط 2500 تماس از این تعداد واقعی بوده و مابقی آنها گزارش های نادرستی است که صرفا برای سرگرمی و گذران وقت از یک سو و نبودن فرهنگ سازی لازم در این زمینه از سوی دیگر، از طرف برخی از شهروندان در قالب تماس های مزاحمت آمیز، با این مرکز برقرار شده است.

2 دقیقه از استانداردهای جهانی عقب هستیم

گستردگی کلان شهر تهران و به دنبال آن توسعه بزرگراه ها، عرصه حضور و فعالیت با سرعت عمل را برای آتش نشانان تنگ کرده، طوری که در حال حاضر متوسط رسیدن نیروهای آتش نشانی به محل حادثه 5 دقیقه است، در حالی که باید 3 دقیقه باشد و این یعنی اینکه برای رسیدن به صحنه های حوادث 2 دقیقه از استانداردهای جهانی عقب هستیم.

بدین ترتیب می توان ادعا کرد که ترافیک سنگین کلان شهر تهران و حجم انبوه خودروها از یکسو، و کمبود ایستگاه های آتش نشانی در فواصل مورد نظر از سوی دیگر موجب شده تا رسیدن نیروهای آتش نشانی در مدت زمان 3 دقیقه به محل حادثه در شهری مانند تهران تقریبا محال به نظر می رسد، مگر اینکه مکان حادثه به یکی از ایستگاه های آتش نشانی، بسیار نزدیک باشد.

70 درصد مردم 125 را نمی شناسند

به گفته مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران بر اساس نظر سنجی که این سازمان از جامعه نمونه ای در شهر تهران صورت داد، متاسفانه در حال حاضر 70 درصد مردم با شماره 125 آشنایی نداشته و اغلب آن را با 118 یا 115 اشتباه می گیرند و این در حالی است که باید فرهنگ استفاده به موقع و سریع از تلفن 125 برای جلوگیری از خسارات مالی و جانی افراد در هنگام حوادث در میان شهروندان به گونه ای عمیق و ریشه ای رسوخ کند تا دیگر شاهد این واقعیت تلخ نباشیم که دو سوم تماسهای تلفنی با این شماره را مزاحمت ها تشکیل بدهد.

سایت اطلاع رسانی سازمان آتش نشانی  

نشانی سایت اطلاع رسانی سازمان آتش نشانی و خدماتی ایمنی شهر تهران www.125.ir است که آخرین اخبار مربوط به حریق و حوادث مهم همه روزه بر روی این سایت درج می‌شود.

شهروندان به ویژه خبرنگاران رسانه ها می توانند مشروح اخبار آتش نشانی و آتش سوزی ها و حوادث واقعه در سطح شهر تهران را همراه با عکس از این سایت دریافت كنند.

چه خوب است همزمان با فرارسیدن «روزآتش نشانی و ایمنی(7 مهر ماه)» برای یک بار هم که شده با دید دیگری به شغل این قشر تلاشگر که وظیفه را با عشق می آمیزند، بنگریم و در دل به شجاعت و جسارت آنها آفرین بگوییم.

منبع : همشهری

+ نوشته شده در  ساعت 23:40  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: اولین واحد آتش نشانی ایران

 

 

حدود يكصدسال پيش قواي روسيه  به لحاظ اشراف سياسي و اجتماعي بر شهر تبريز كه آن زمان پايتخت و مقر وليعهد بوده و به صرف حفظ منافع مادي خود يك واحد آتش نشاني در اين شهر ايجاد مي نمايد. اين واحد را مي توان اولين واحد آتش نشاني در ايران ناميد و لوازم و تجهيزاتي نيز از آن باقي مانده است كه در موزه آتش نشاني تهران نگهداري مي شود. از سوي ديگر انگليسيها نيز كه در اواخر دوران قاجار جنوب ايران و خصوصأ مناطق نفت خيز را در سيطره خود داشتند مقارن همان زمان داراي امكانات اطفاء حريق در آن مناطق بودند. که منجر به تأسيس دومين واحد آتش نشاني با توجه به نياز پالايشگاه در  آبادان گردید. باتوجه به اینکه تجهیزات بکار رفته در واحد آتش نشانی تبریز قابل قیاس با امکانات و ماشین آلات بکار گرفته شده در  آبادان نبود واحد آتش نشانی آبادان را میتوان اولین واحد مجهز ایران نامید. 

    

+ نوشته شده در  ساعت 23:18  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: گاز منو اکسید کربن

در فصل هایی که از وسایل گرمازا خصوصا بخاری استفاده نمیشود هوای موجود در یک اتاق 2×3 با ارتفاع 3 متر برای تنفس بیش از 7 نفر(فقط از نظر درصد گازهای تنفسی) کافی می باشد اما با شروع فصل سرما و روشن نمودن وسایل گرمازا خصوصا بخاری های گاز سوز می توانید حداقل به اندازه 10 نفر اکسیژن مصرف کنید. از فشار گاز اکسیژن o2 در این شرایط بسرعت کاسته میشود باید در نظر داشت که قدرت حل شدگی گاز دی اکسیدکربن (co2) در خون حدود بیست برابر بیشتر از قدرت حل شدن اکسیژن است.

هر گاه فشار گاز دی اکسید کربن (co2) افزایش یابد تغییرات بسیار شدید و خطرناک در الگوی تنفسی ایجاد میشود و از طرفی دیگر هر گاه فشار گاز اکسیژن (o2) کاهش یابد تغییرات شدید و خطر آفرین در تنفس ایجاد میشود. بنابرآنچه گفته شد اگر به هر دلیل، فشار گاز دی اکسید کربن در هوای محیط افزایش یابد و یا از فشار اکسیژن کاسته شود مشکلات جدی تنفسی تا خفگی و مرگ می تواند اتفاق بیفتد. افزایش و تجمع گاز دی اکسیدکربن در بدن می تواند باعث ضعف عمومی سیستم عصبی مرکزی از جمله مرکز کنترل تنفس شده، سر درد، اغتشاش شعور، contusion کما و حتی مرگ را بدنبال داشته باشد. البته همیشه خفگی و گاز گرفتگی ناشی از افزایش گاز دی اکسید کربن و یا کاهش گاز اکسیژن در هوای محیط نیست. بلکه گاهی اوقات خفگی و گاز گرفتگی ناشی از استنشاق گازهای سمی است. یکی از خطرناکترین این گازها که میتواند سبب مسمومیت تنفسی با این گاز کاسته شده است اما بایستی در نظر داشت حدود 6% حجم گازهای خارج شده از اگزوز ماشین های بنزینی را گاز مونواکسید کربن تشکیل میدهد. مونواکسید کربن گاز سمی و بی رنگ و بی بو است که از سوختن ناقص کربن، حاصل میشود چنانچه میدانید سلول های بدن برای تداوم حیات و انجام سوخت و ساز به اکسیژن نیاز دارند و کار انتقال اکسیژن به سلولهای بدن توسط هموگلوبین خون انجام می شود علت سمی بودن منواکسید کربن این است که میل ترکیبی هموگلوبین با این گاز بیشتر است.

وقتی گاز منواکسید کربن با هموگلوبین ترکیب میشود، تشکیل مونواکسید کربن هموگلوبین یا همان [cobh] میدهد بدین ترتیب قدرت انتقال اکسیژن از هموگلوبین گرفته میشود. فشار گاز مونواکسید کربن در هوا و مدت زمانی را که فرد در تماس با آن است، تعیین کننده بروز علائم و شدت مسمومیت تنفسی خواهد بود. باید در نظر داشت که مسمومیت با گاز مونواکسید کربن بدون تغییر در تعداد تنفس اتفاق افتاده و با علائم تهوع و سردرد همراه است. در مسمومیت با این گاز رنگ قرمز روشن گیلاسی که مربوط به (cibh) است در پوست و مخاط و زیر ناخن فرد مصدوم مشخص می‌باشد. هر گاه حدود 70% تا 80% هموگلوبین بدن با مونواکسید کربن ترکیب شود«مرگ» اتفاق می افتد. نکته قابل توجه این است که تماس مزمن و طولانی مدت با گاز مونواکسیدکربن حتی در مقادیر و دوزهای کمتر از دوز کشنده نیز می تواند سبب آسیب دیدگی مغز و بروز تغییرات ذهنی و گاهی نیز ایجاد حالتی شبیه به پارکینسون شود. لازم به ذکر است بدانیم اگر چنانچه کسی با گاز مونواکسید کربن دچار مسمومیت شده باشد بایستی سریعا او را از محیط آلوده به این گاز خارج نموده و در تماس با هوای آزاد گذاشت، در مسمومیت های شدید بایستی به مصدوم تنفس مصنوعی داده شود و چنانچه مقدور باشد تنفس با اکسیژن بر تنفس با هوای آزاد ارجعیت دارد.

+ نوشته شده در  ساعت 21:58  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: مراحل نجات شخص برق گرفته

 در هنگام برق گرفتگی معمولا دستگاه تنفسی زودتر از قلب از کار می افتد و رنگ صورت مصدوم متمایل به آبی میشود. بدین خاطر و قبل از اینکه ضربان قلب متوقف گردد، باید تنفس مصنوعی هر چه زودتر شروع گردد که این امر نیازمند سرعت عمل، دقت و خونسردی است. بیشتر برق گرفتگی ها در خانه و یا اماکن که ولتاژ برق از 250 ولت تجاوز نمی کند صورت میگیرند. اگر شخص هنوز هم با جریان در تماس باشد باید قبل از کوشش جهت نجات وی، نخست جریان برق را قطع نمود. در این صورت عدم امکان یافتن سریع کلید برق، باید بدون فوت وقت شخص را از برق جدا کرد در اماکنی که ولتاژ برق کمتر از 500 ولت است مواظب باشید که خودتان هم دچار برق گرفتگی نشوید. لذا باید از وسیله عایق و خشکی نظیر دستکش لاستیکی، کلاه، کت و سایر البسه خشک استفاده نمود. از تماس با بدن شخص برق گرفته و یا البسه اش، بخصوص در نقاط مربوط مانند زیر بغل وی خودداری کنید عصای خشک ممکن است بکار بیاید اما به هیچ وجه نباید از چتر استفاده کرد زیرا دارای فلز است، چوب و طناب خشک یا روزنامه چند لایه شده نیز مفید است. در صورت امکان جهت احتیاط بیشتر، بهتر است هنگام جدا کردن شخص از سیم و با هر وسیله برق دیگر، روی شئی عایق و خشک بایستد، اگر شخص به سیستم رادیو، تلویزیون، اتو و....چسبیده باشد، میتوان پریز را بیرون کشید اگر ولتاژ برق بیش از 500 ولت باشد(نظیر کارخانه ها و مراکز برق) سه حالت برای مصدوم اتفاق می افتد:
 1-شخص برق گرفته به محل بی خطری دور از کابل برق پرتاب شده است. در این صورت نیازی به قطع جریان برق نبوده و اقدامات بعدی باید صورت گیرد.2-شخص برق گرفته در کنار کابل برق افتاده اما بدن او با جریان برق تماس ندارد در اینصورت شخص نجات دهنده باید از نزدیک شدن به مصدوم خودداری کرده و توسط عصا چوب، طناب عایق یا.... مصدوم را به اندازه کافی از کابل دور نموده و کمکهای اولیه را شروع کند. 3- شخص برق گرفته با کابل و جریان برق در تماس مستقیم می باشد که به احتمال زیاد به مرگ وی خواهد انجامید. در این حالت شخص نجات دهنده پس از اطمینان کامل از قطع برق بعد به وسیله چنگک عایق، زنجیری بر روی کابل  بیندازد تا کابل به زمین اتصال یافته و بار الکتریسیتی موجود در آن رفع گردد. سپس مصدوم را فورا به پزشک برساند بطور کلی در هنگام برق گرفتگی پس از قطع برق و جدا کردن بیمار از سیم یا وسیله برقی، در صورت قطع تنفس، باید به وی تنفس مصنوعی داده و اگر لازم باشد این عمل برای ساعتها ادامه یابد تا تنفس عادی به بیمار باز گردد. در مرحله بعد اگر آثار پریدگی رنگ، کند و سریع شدن تنفس نامنظم شدن تنفس، بهم خوردن دندانها، سردشدن بدن، دست دادن حالت بیهوشی به بیمار، ظاهر شدن عرق سرد بر پیشانی و بینی و اطراف دهان.... که میتواند علائم شوک باشند. مشاهده شد، باید فورا مصدوم را با آمبولانس به بیمارستان انتقال داده و در حین این عمل، وی را به پشت بخوابانید بنحوی که سر پایین تر از بدن قرار گیرد و پاسخ حداقل 30 سانتی متر بلندتر از سر قرار داشته باشند.

بدن مصدوم را باید بوسیله کیسه آب گرم، پتو یا لباس، گرم نگه داشت و البسه تنگ را در اطراف گردن، سینه و کمر شل نمود، هوای تازه نیز به قدر کافی به بیمار رسانده شود. همچنین سوختگی ناشی از برق گرفتگی نیز باید پانسمان گردد در هر صورت رساندن شخص آسیب دیده به بیمارستان و یا در صورت امکان، احضار پزشک به محل حادثه جهت معاینه وی ضروری است.

+ نوشته شده در  ساعت 21:52  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: نجات دختربچه

در پي تماس با 125 ، از طريق ستاد فرماندهي سازمان آتش نشانی متوجه شديم ، دختر بچه 3 ساله اي در حدود 3 ساعت است كه در طبقه پنجم برجي محبوس شده است . به اتفاق  فرمانده ایستگاه 49 واقع در خیابان ملاصدرا  به محل حادثه رفتيم . با توجه به نوع درب ورودي آپارتمان و نوع قفل عملاً هيچ راهي براي ورود به آپارتمان وجود نداشت .

بنا به دستور فرمانده عمليات در خواست دستگاه برش و نرده بان شد ، در مدت زماني كه وسائل در خواستي به ما برسد ، با توجه به گريه شديد بچه و بي تابي مادر و پدر من با كليدي كه همراهم بود به سراغ در رفتم ، در حاليكه صداي گريه بچه همچنان به گوشم می رسید ، ضمن تلاش و كلنجار رفتن با قفل ، ناخود آگاه ذكر يا فاطمه الزهرا را به زبان آوردم . ناگهان قفل باز شد و همه مات و مبهوت به در نگاه می کردند ، خودم هم از اين اتفاق شوكه شده بودم.

بعد از ورود به منزل و آرامش دادن به دختر بچه ، مجدداً درب را بستيم ، اين با ر هر چه امتحان كر ديم قفل باز نشد .

اين اتفاق نشان داد كه ائمه و معصومين در بعضي موارد به كار ما نظر دارند و ما را ياري  مي كنند.

+ نوشته شده در  ساعت 15:5  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: خاطرات احمد اسماعيل زاده نجات گر پرتلاش آتش نشاني

حادثه ريزش چاه در بلوار مرزداران :

ساعت 5 بعد از ظهر يكي از روزهاي اردبهشت ماه امسال يكي از حوادث نادر در تاريخ آتش نشاني اتفاق افتاد به دنبال به صدا در آمدن زنگ حريق در ايستگاه 55 خبر ريزش چاه و مدفون شدن چند كارگر داده شد.  سريعاًبه محل حادثه در بلوار مرزداران رفتيم . با اطلاعاتي كه درباره چاه گرفتيم ،متوجه شديم 2 كارگر در عمق 13 متري چاه مدفون شده اند . باتوجه به نوع حادثه ، احتمال زنده بودن دو كارگر بعيد به نظر مي رسيد .

بعد از 3 متر خاكبرداري توسط بيل مكانيكي ،حدود چاه مشخص شد ،در اين لحظه سيم بكسل داخل چاه تكان خورده و اين نشان دهنده زنده بودن حداقل يكي از كارگر ها بود .

با مشاهده اين صحنه عمليات نجات آغاز شد . با ايجاد كارگاه بر روي چاه با احتياط شروع به خاك برداري كرديم . حدود 4 متر پائين تر رفته بوديم كه صداي ضعيف يكي از كارگرها به گوش رسيد ،او من را قسم مي داد كه نگذاريد ما بميريم .

كار به كندي پيش مي رفت ، زيرا هر لحظه امكان مجدد ريزش وجود داشت و جان ما هم در خطر جدي بود ، تنها انگيزه اي كه باعث مي شد تلاشمان را بيشتر كنيم ، زنده بودن كارگر ها بود .

18 ساعت بعد حدود 11 صبح تا جايي پيش رفتيم كه احساس مي كرديم كارگران در زير پاي ما هستند ، در صورتي كه هنوز 4 متر با آنها فاصله داشتيم .

در اين مرحله از كار بوديم كه به مشكلي برخورديم ،تكه اي بتون (كول) سر راه قرار گرفته بود و اصطلاحاً چاه كمر گير شده بود . با تلاش فراوان تكه بتون مهار شد و مقداري به سمت بالا حمل گرديد و در گوشه اي امن قرار گرفت .

د رطول عمليات بوسيله دستگاه تنفسي و شيلنگ اقدام به تزريق اكسيژن به چاه كرديم .  اين اقدام يكي از  مهم ترين عوامل زنده ماندن دو كارگر در طول عمليات بود .

در اين عمليات تعدادي كارگر مغني  كه در چاه كني مهارت داشتند به ما كمك مي كردند وقتي به اين مرحله رسيديم و آنها موقعيت چاه را ديدند به بهانه هاي مختلف از ادامه كار سر باز زدند و ديگر با ما همكاري نكردند .

با توجه به اينكه خطر هر لحظه بيشتر مي شد ، به خاك برداري ادامه داديم تا به كارگر اول رسيديم ، به محض رسيدن به او خاكهاي جلوي دهان او را كنار زدم  و لوله دستگاه هوا ده را مقابل دهانش قرار دادم و با توجه به اينكه هنوز هيچگونه تضميني براي سالم ماندن او و حتي خودم نبود به جهت روحيه دادن به او گفتم : نگران نباش به لطف خدا از مرگ نجات پيدا كردي ، ما تمام سعي خود را براي سالم ماندن شما مي كنيم .

چون خارج كردن بدن كارگر از زير خاكها زمانبر بود و هر لحظه امكان ريزش وجود داشت ، تعدادي الوار به اندازه ميله چاه به صورت عمودي قرار داده شد و بدينوسيله ديوار چاه را مهار كرديم.

در حال خاك بردار ي از روي بدن كارگر بوديم كه ناگهان چاه ريزش كرد ولي به خواست خدا و وجود الوارها خاك بر روي ما نريخت .

با اطمينان پيدا كردن از مقاومت الوارها اقدام به خارج كردن كارگر اول و سپس كارگر دوم كه در قسمت زيرين قرار گرفته بود نموديم . بعد از 32   ساعت تلاش بي وقفه در ساعت 24 فرداي آنروز دو كارگر سالم از چاه خارج شدند و به محض بيرون آمدن از چاه شادي وصف ناپذيري در بچه هاي عمليات و حتي مردم كه از ابتدا پيگير حادثه بودند بوجود آمد .

من نيز خستگي ساعتها كار بي وقفه را از ياد بردم و اشك در چشمانم حلقه زد و احساس غرور توصيف ناپذيري به من دست داد كه توانستم توسط همكارانم جان دو نفر را نجات دهم . البته بعد ها متوجه شديم متاسفانه پاي يكي از كار گرها را قطع كردند ،چون در اثر نرسيدن خون يكي از پاهاي وي سياه شده بود .

اين حادثه در اثر بي احتياطي دو گارگر و قرار ندادن كول در ديواره و كار به صورت غير اصولي حادث شده بود .

+ نوشته شده در  ساعت 15:4  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: سقوط خودرو از پل ستارخان

ماه مبارك رمضان سال 80 بود ، اذان صبح تمام شده بود ،آماده خواندن نماز بودم كه زنگ حريق ایستگاه 10 ( محل کارم ) ، به صدا درآمد و خبر حادثه سقوط خودرو از پل ستار خان از طریق بی سیم اعلام شد .بسرعت عازم محل حادثه شديم در طول مسير باران بشدت مي باريد و همين موجب تصادف زيادي از شب قبل شده بود . به محل حادثه رسيديم ، خودروي پيكان ازروي پل ستار خان ،داخل خيابان ستار خان افتاده بود و در اثر سقوط از ارتفاع 6 متري كاملاً مچاله شده بود و دو نفر سرنشين خودرو ، درون ماشين محبوس شده و در وضعیت بدی قرار داشتند .

ابتدا به ايمن سازي محل پرداختيم ، سپس با تجهیزاتی كه داشتيم ، درب هاي خودرو را بريديم ، متاسفانه راننده در اثر شدت ضربه در دم جان خود را از دست داده بود ولي سرنشين ديگر خودرو بدليل بستن كمربند ايمني زنده بود كه بعد از آزاد سازی از ميان آهن پاره های خودرو ، تحويل اورژانس داده شد .

حضور كارشناس راهنمايي ورانندگي علت حادثه را سرعت بيش از حد سواري پيكان و عدم كنترل راننده ذكر كرد ، همچنين نبستن كمربند را باعث مرگ راننده دانست .خوشبختانه اين خودرو در هنگام سقوط بر روي خودروي ديگر و عابر پيادهاي نيافتاده بود .

اين خاطره از آن جهت در ذهن من ماندگار شد كه ديدم كمربند ايمني چقدر مهم است ، و تا چه حد مي تواند در كم كردن حوادث مؤثر باشد.

+ نوشته شده در  ساعت 15:2  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: خاطرات جانباز عمليات آقاي علي پيرمراد

سيزده آبــــان ماه سال 1380 بود ، داخل دفتر ايستـــگاه 27 بهمـراه حميد آذري  نشسته بوديم و صحبت مي كرديم، تعدادي ديگر از بچه ها هم مشغول عمليات بدنسازي بودند . نزديك اذان بود كه زنگ حريق بصدا در آمد. با سرعت به محل حريق رفتيم ، حميد آذري فرمانده عمليات بود ، بيسيم خبر حادثه نشت گاز مايع از داخل يك برج را در خيابان شهران داد. بعد از رسيدن به برج ، به ايمن سازي محل پرداختيم ، برق را قطع و ساكنين را از ساختمان تخليه و از آنجا كه تعدادي از مالكين در منزل حضور نداشتند شروع به شناسائي محل نشت گاز كرديم ، بدليل زياد بودن تعداد واحدها چند دقيقه اي گذشت تا محل دقيق نشت گاز را پيدا كنيم ، باتوجه به عدم حضور مالك آپارتمان اقدام به باز كردن درب نموديم و آماده ورود شده بوديم كه ناگهان انفجار شديدي رخ داد و آتش ما را احاطه كرد من ديگر چيزي متوجه نشدم بعد از چند روز كه به هوش آمدم تازه فهميدم تمام بدنم مي سوزد بخصوص از ناحيه دستها و صورتم بيشتر احساس درد مي كردم، در اين حال سراغ حميد آذري و ديگر بچه ها را گرفتم ، متوجه شدم حميد در اثر شدت سوختگي به شهادت رسيده و 3 نفر ديگر از بچه ها بصورت جزئي دچار سوختگي شده اند

 درد و سوزش را بكلي فراموش كردم و خاطراتم را با حميد به ياد آوردم . به گفته دكتر ، من دچار 95 % سوختگي بودم و تنها خواست خدا بود كه زنده ماندم ، بيش از 2 ماه را در بيمارستان گذراندم بعد از چندين عمل جراحي با وضعيتي نه چندان مناسب از بيمارستان مرخص شدم ، بعد از مدتي با مساعدت سازمان جهت مداوا به كشور انگلستان اعزام شده و طي 2 ماه تحت عمل هاي متعددي قرار گرفتم از جمله عمل پيوند پوست از جاهاي  ديگر بدنم كه تقريبا وضعيت بهتري پيدا كرد.
بعد از بدست آوردن سلامتي نسبي به ايران بازگشتم ولي متاسفانه هرچند وقت يكبار بايد تحت عمل قرار بگيرم تا از جمع شدن و خشك شدن پوست دستانم جلوگيري شود.
من يكي از كساني بودم كه به ايمني در هنگام عمليات اهميت مي دادم ولي در آن زمان بعلت ايمن نبودن لباسهايم دچار سوختگي شديد شدم اگر لباسهاي فعلي در آن زمان وجود داشت ، شايد سوختگي من هم به اين شدت نبود
در اين حادثه تلخ همسر و تنها فرزندم زحمات زيادي را متحمل شدند. بخصوص همسر م كه با فداكاري ، همچون پرستاري دلسوز از بنده مراقبت مي نمايد .
پيرمراد خاطرات تلخ و شيرين زيادي را در ذهن دارد كه در خاطره بعدي او از حوادث شيريني كه در طول خدمتش رخ داده برايمان خواهد گفت.
+ نوشته شده در  ساعت 15:0  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: خاطرات آقاي اصلاني از آتش نشانان برجسته آتش نشاني

 

ميله آهني در كتف راننده :

با به صدا در آمدن زنگ 125 ، خبر حادثه شماره 68 مورخ 12/2/85 در بلوار مرزداران داده شد نيروي امداد و نجات ايستگاه 55 به محل حادثه اعزام شدند .

در مقابل خود فردي را ديديم كه ميله اي آهني كتف او را به تكيه گاه صندلي متصل كرده بود . حادثه از اين قرار بود كه فرد زور گيري در صندلي عقب خودرو به عنوان مسافر نشسته و از راننده مي خواهد خودرو را ترك كند اما وقتي با مقاومت راننده مواجه مي شود با ميله آهني ضربه اي سنگين به تكيه گاه پشت صندلي وارد مي كند كه منجر به دوخته شدن كتف راننده به صندلي مي شود . راننده نيز كه كنترل خود را از دست داده بود كمي جلوتر به تير چراغ برق برخورد مي كند و ضارب متواري مي گردد . نيروهاي اعزامي به دستور فرمانده عمليات اقدام به بريدن صندلي مي كنند و راننده مصدوم را با صندلي خوردو به داخل آمبولانس منتقل مي نمايند . در اين گونه حوادث نبايد ميله را از بدن خارج نمود زيرا ممكن است فرد مصدوم آسيب بيشتري ببيند . راننده در بيمارستان تحت عمل جراحي قرار گرفت  وپس از مدتي سلامت خود را كامل بدست آورد.

+ نوشته شده در  ساعت 14:57  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: پرواز شماره 125

در سال 1360 بيژن نظري وارد كار آتش نشاني شد. در شروع كار كسي از اعضاي خانواده نمي دانست كه وي در كدام قسمت آتش نشاني كار مي كند. بعد از چند سال فهميدند بيژن در قسمت حريق است. يك روز مادر خطاب به او مي گويد: "پسرم كافي است از قسمت عملياتي بيرون بيا و در قسمت اداري سازمانكار كن. 18 سال تمام توانايي و جواني خودت را صرف اطفاي حريق و عمليات كردي." بيژن در جواب گفت:" مادر من كار عملياتي را دوست دارم. من به كاري كه براي مردم باشد علاقه دارم،‌من وارد سازمان نشدم تا كار را نيمه تمام بگذارم."

در آخرين عمليات اطفاي حريق دو نفر از نيروها داخل ساختمان در حال سوختن شدند. وقتي بيرون آمدند گفتند هنوز دو كودك داخل ساختمان هستند. بيژن دوباره به داخل ساختمان برگشت و بچه ها را از پنجره داخل تور انداخت. اما متاسفانه موقع خروج از ساختمان دچار دودگرفتگي شديد شد. سال 78 بود و خانواده سفره افطار را پهن كرده بودند  و منتظر شنيدن اذان بودند كه از طرف سازمان آتش نشاني اطلاع دادند: بيژن حالش به هم خورده و دچار دودگرفتگي شده و در بيمارستان است. پس از چند ساعت برادرهاي بيژن از بيمارستان برگشتند و گفتند براثر شدت مسموميت متاسفانه بيژن فوت كرده است. در آن زمان دخترش فرزانه اول دبيرستان و پسرش امير حسين اول راهنمايي بود.
بعد از شهادت بيژن سرپرستي آنها را عمو و مادر بزرگشان عهده دار شدند. چند سال پيش از طرف سازمان آتش نشاني از تمام فرزندان شهيد سازمان دعوت به كار كردند. فرزانه در قسمت اداري مشغول به كار شد. امير حسين بدون اطلاع دادن به مادر بزرگ و عمويش كار پدر را در ايستگاه 28 شروع كرد. بعد از چند وقت كه متوجه شدند امير حسين در قسمت عملياتي مشغول بكار است هر چه به او التماس كردند از حريق بيرون بيايد چراكه تحمل از دست دادن يك عزيز ديگر را ندارند قبول نكرد و هنوز هم بعنوان آتش نشان مشغول انجام وظيفه است.
سال 1376 روز مادر بود، بچه ها براي تشكر و قدرداني از زحمات مادر به خانه قديمي و با صفاي كودكي شان آمدند. بيژن پاكتي را روبروي مادر گذاشت و گفت: "مادر جان روزت مبارك" مادر وقتي پاكت را باز كرد ديد داخل پاكت فيش حج واجب است از بچه ها تشكر كرد و گفت: "خيلي ممنونم اما خودتان مي دانيد پدرتان مريض است اگر به حج بروم كسي نيست كه به او برسد." بيژن گفت : "دست شما درد نكند، يعني ما پنج فرزند نمي توانيم جاي شما به پدر خدمت كنيم حالا شما قبول كن تا ببينيم چه موقع اسم شما در مي آيد." سال سوم شهادت بيژن بود اسم مادر براي حج واجب در آمد خيلي ناراحت بود  و مي گفت به اين سفر نمي روم. بچه ها گفتند خود بيژن دوست داشت شما به مكه بروي و اين يكي از بزرگترين  آرزوهايش بود، شما با رفتن به اين سفر درواقع روح او را شاد كرده اي كه در نتيجه مادر در سال 80 به مكه اعزام شد.
مادر اين شهيد بزرگوار مي گويد: "بيژن فردي خجالتي بود هر چقدر مي گفتيم آستين ها را بالا بزن و تشكيل خانواده بده،‌حرفي نمي زد. با دايي اش خيلي راحت بود زياد با هم صحبت مي كردند. حرف هايي به دايي اش زده بود اما نه خيلي جدي تا اينكه يك روز خيلي بي تاب بود مدام مي خواست چيزي بگويد، اما خجالت مي كشيد. مادرش پرسيد: بيژن جان اتفاقي افتاده؟‌ با كمي مكث گفت: مادر همسايه ته كوچه را مي شناسي؟ دختر خوبي دارند، مي روي با آنها صحبت كني؟ مادرش از صحبت هاي بيژن خوشحال شد. بعد از چند ماه عروسي سرگرفت. زندگي خوبي داشتند اما همسرش در اثر ابتلا به سرطان خون فوت كرد. اين واقعه تلخ بزرگترين ضربه روحي براي بيژن بود. او نمي دانست با دو بچه چه كار كند. چند سال بعد دوباره ازدواج كرد. احترام پدر و مادر را خيلي داشت اگر صدايش بلند مي شد سريع معذرت خواهي مي كرد و مي گفت ببخشيد كه بلند حرف زدم، دست خودم نبود. آدم با تقوا و با خدايي بود. به همه كمك مي كرد و اعتقاد داشت كمك به ديگران تنها براي رضاي خدا است. كتاب هاي دكتر شريعتي را زياد مطالعه مي كرد. هنگام نصيحت ديگران خصوصا برادرش از حرف هاي دكتر شريعتي زياد استفاده مي كرد. اگر اتفاقي در طول روز مي افتاد و يا ترفيع درجه اي مي گرفت در خانه از آن صحبت نمي كرد. بيژن نظري هميشه مي گفت: ما براي حفظ موقعيت خود و به خاطر حقوق و مسائل مادي وارد آتش نشاني نشده ايم، هدف ما فقط و فقط كمك به مردم است.
 
بيژن نظري از نگاه دوست صميمي اش عباس نحوي:
شهريور سال58 امام دستورداد سربازان از پادگان ها فرار كنند. عباس نحوي از پادگان فرار كرد. قبل از سال 60 امتحان ورودي آتش نشاني داد. دوران آشنايي عباس و بيژن از امتحان ورودي شروع شد.  بعد از 6 ماه جواب امتحان را دادند. هر دو قبول شدند و كلاس آموزشي آتش نشاني را رفتند بعد از گزينش و دوره هاي آموزشي وارد گروه حريق شدند بيژن قدرت بدني و توانايي جسمي بالايي داشت و بيشتر كارهاي سنگين حريق را انجام مي داد.
بيژن نسبت به كار بي قيد و بند و بي خيال نبود. وقتي بچه ها مرخصي مي گرفتند بيژن در ايستگاه مي ماند مي گفت: اين كار نيست وظيفه است. عباس به كارشناسي و بخش اداري رفت اما بيژن هنوز در حريق بود. آخرين ايستگاه 8 بود آخرين حريق با منزل بيژن نظري 200 متر بيشتر فاصله نداشت. ساختمان در آتش مي سوخت دو كودك داخل ساختمان بودند. بيژن بدون بستن دستگاه تنفس داخل ساختمان شد و دو كودك را از پنجره به داخل تور انداخت وقتي به پايين رسيد بر اثر دود گرفتگي و مسموميت شديد حالش بد شد. به اورژانس زنگ زدند ولي تا رسيدن اورژانس نمي شد صبر كرد. بيژن را پشت وانت لوله كشي ايستگاه گذاشتند. در نيمه راه راه گازها كار خودشان را كردند و دوران دوستي و همكاري 18 ساله بين بيژن و عباس به پايان رسيد.
وقتي خبر فوت بيژن را شنيدم شوك زده بودم. بيژن در كارش خيلي ماهر و چيره دست بود. اين هم يك عمليات مثل بقيه بود. فرد با تجربه و ماهري در حريق بود .چند بار پست فرماندهي را به او پيشنهاد دادند ولي بيژن عاشق كار حريق بود. از نظر علمي در ايستگاه نسبت به ديگران سطح بالاتري داشت. هر وقت بيكار بود كتاب مي خواند بيشتر كتابهاي دكتر شريعتي را مي خواند.
دوران جنگ دوست داشت به جبهه اعزام شود اما از طرف ايستگاه اجازه نمي دادند ومي گفتند نيرو كم داريم بايد در ايستگاه بمانيد. فرد شاد و خنداني بود وقتي اولين فرزندش به دنيا آمد كل ايستگاه را شيريني و شام داد.
اوايل خدمتش در ايستگاه 11 بود من و بيژن هميشه اولين نفراتي بوديم كه وارد ساختمان مي شديم. يك بار به ايستگاه زنگ زدند خانمي خودسوزي كرده بود. وقتي به محل حادثه رسيديم بيژن كه دل و جرات بيشتري داشت جلو رفت و خانم را به پايين آورد.
عباس نحوي مي گويد:‌ كساني كه در آتش نشاني هستند هدفشان كمك است چون كار حساس و سختي است اگر با نيتي به غير از اين وارد كار شوند نمي توانند تحمل كنند.
 
بيژن نظري از نظر همسايه و دوستان:
فرزاد هادي گل شني صاحب مغازه ويدئو كلوپ است. مي گويد:‌ با بيژن نظري همسن نبوديم اما همسايه و هم محله اي خوبي با يكديگر بوديم. وي با همه رفتاري متواضع و انساني داشت. مردمدار و فروتن بود. اگر براي يكي از افراد محل مشكلي پيش مي آمد براي كمك پيشقدم بود.
صبح روز حادثه، ساعت 10 وارد مغازه من شد وكمي صحبت كرديم و بعد رفت. نزديك اذان مغرب بود كه ماشين ايستگاه آقا بيژن سركوچه ايستاد به طرف خانه آقا بيژن رفتند و بعد ديدم كه خبر داده اند آقا بيژن در بيمارستان است و بعد از چند ساعت هم خبر فوتش را شنيدم.
سيد اسداله حسيني كه از بيژن نظري كوچك تر بود نبش كوچه مغازه دوزندگي دارد چند سالي مستاجر خانواده اش بودند . او مي گويد: همسايه بوديم و در دوران همسايگي يك بار نشد كه با لباس كار ببينيمش يا با ماشين ايستگاه به خانه بيايد از مردم خيلي در مورد فداركاري هايش و اينكه براي ديگران دلسوز است شنيده بوديم، وقتي خبر فوت بيژن را شنيدم بسيار تحت تاثير قرار گرفتم و بيشتر كسبه محل به نشانه عزاداري چند روزي مغازه ها را بستند.

 

بازگويي خاطرات آتش نشان شهيد بيژن نظري(سال شهادت 23/9/ 78 اعزام به محل حادثه از ايستگاه 8) 

+ نوشته شده در  ساعت 14:55  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: كپسول آتش نشاني

کپسول آتش نشانی
 
يكي از نيازهاي اساسي هر خانه يا اداره اي ، كپسول آتش نشاني است ؛ اگر با اين وسيله آشنايي داشته باشيم ، مي توانيم با استفاده درست از آن حريق را مهار نماييم.
آتش چيست؟
آتش نتيجه يك واكنش شيميايي است كه معمولاً ميان اكسيژن اتمسفر و يك نوع سوخت اتفاق مي افتد؛ البته تنها احاطه يك ماده سوختني به وسيله اكسيژن ، سبب آتش گرفتن آن نمي شود. بلكه براي اين كه واكنش احتراق اتفاق بيفتد بايد ماده سوختني به حدي گرم شود كه به دماي احتراق خود برسد.
براي اين كه يك چوب آتش بگيرد اتفاقاتي رخ مي دهد كه به ترتيب به آنها اشاره مي كنيم :
- ابتدا بايد چوب تا دماي بسيار بالا گرم شود. اصطكاك ، نوري كه به وسيله اي متمركز شود و يا چيزي كه قبلاً سوخته باشد مي تواند علتي براي گرم شدن چوب باشد.
- وقتي چوب به دماي 260 درجه سانتي گراد رسيد مواد سلولزي سازنده آن تجزيه مي شوند.
- مواد تجزيه شده به صورت گازهاي فراري كه بيشتر تركيبي از هيدروژن ، كربن و اكسيژن هستند ، آزاد مي شوند تا آب ، دي اكسيد كربن و .... به وجود آيد.
- گازهايي كه به هوا متصاعد شده اند ، توليد زبانه آتش مي كنند . اتمهاي كربن در اين زبانه با افزايش حرارت توليد نور مي كنند .
- حرارت زبانه آتش سبب مي شود كه ماده سوختني در دماي اشتغالش باقي بماند و تا وقتي ماده سوختني و اكسيژن باقي باشد به سوختنش ادامه دهد .
همانطور كه ديديد در پروسه سوختن 3 عنصر ضروري لازم است: دماي بالا ، اكسيژن يا گازهاي مشابه و ماده سوختني . كپسول هاي آتش نشاني براي حذف حداقل يكي از اين 3 مورد طراحي شده اند.
يكي از راههاي كنترل آتش ، سردكردن ماده سوختي تا زير نقطه اشتعالش است و آب يكي از بهترين راهها براي اين كار است تا سيكل سوختن قطع شود. براي حذف اكسيژن بايد به وسيله اي آتش را خفه كنيد تا هوا به آن نرسد كه بهترين راه پوشاندن آتش با يك پتوي سبك و يا ريختن مواد غير قابل اشتعال از قبيل شن روي آتش است. حذف ماده سوختني كه يكي ديگر از روشهاي كنترل آتش است راه دشوارتري است. مثلاً وقتي منزلي آتش مي گيرد ، ماده سوختني در حقيقت خود خانه و وسايل آن است كه حذف آن بسيار دشوار است و تنها وقتي حذف مي شود كه كل آن سوخته باشد.
كپسول هاي آتش نشاني استوانه هاي فلزي محكمي هستند كه با آب يا يك نوع ماده خفه كننده پر شده اند و وقتي اهرمي را كه بالاي اين استوانه است فشار دهيد ، ماده با فشار زيادي از كپسول خارج مي شود . در اين كپسول ها يك لوله ، مخزن تحت فشار كپسول را به قسمت بالاي كپسول متصل و يك شير فنري نيز ارتباط ميان لوله را با دهانه خروجي مسدود كرده است. در بالاي سيلندر ، سيلندر كوچك ديگري وجود دارد كه با گاز فشرده اي مانند دي اكسيد كربن پر شده است و يك شير جلوي انتشار دي اكسيد كربن را مي گيرد.
براي استفاده از كپسول آتش نشاني بايد ضامن كپسول را كشيده و اهرم آن را فشار داد. اين اهرم يك ميله را فشار مي دهد تا شير فنري را به پايين فشار دهد و مسير خروجي را باز كند. گاز فشرده شده بر اثر فشار كم محيط رها مي شود . اين امر موجب مي شود كه مواد موجود در كپسول با نيروي قابل ملاحظه اي از مخزن به دهانه خروجي منتقل شده ، خارج شود .
روش درست استفاده كردن از كپسول آتش نشاني اين است كه آن را مستقيماً روي سوخت هدف گيري و روي تمامي سوخت پخش كنيد. اگر فقط شعله ها را هدفگيري كنيد ، نتيجه مطلوبي نمي گيريد.

انواع كپسول هاي آتش نشاني
آب يكي از آشناترين مواد براي خاموش كردن آتش است ؛ اما اگر به شكل صحيحي به كار گرفته نشود مي تواند از آتش نيز خطرناك تر باشد. با يك دستگاه خاموش كننده آتش كه به وسيله آب كار مي كند مي توان آتشي را كه مسبب آن چوب ، كاغذ يا مقواست خاموش كنيد ؛ اما اگر آتش به وسيله الكتريسيته به وجود آمده باشد و يا اين كه مايعات قابل اشتعال سبب آتش شده باشند ، آب روش مؤثري براي كنترل آن نيست زيرا آب مي تواند جريان برق را هدايت كند و سبب برق گرفتگي شود. همچنين مايعات قابل اشتعال به وسيله آب به اطراف پخش مي شوند و سبب گسترش آتش سوزي مي شوند.
يكي از محبوب ترين مواد خاموش كننده آتش دي اكسيد كربن خالص است. در كپسول آتش نشاني كه با دي اكسيد كربن كار مي كند، دي اكسيد كربن به شكل مايعي تحت فشار بالا در سيلندر نگهداري مي شود . وقتي محفظه باز مي شود ، دي اكسيد كربن منبسط مي شود و در اتمسفر به شكل گاز در مي آيد. دي اكسيد كربن سنگين تر از اكسيژن است. بنابراين جايگزين اكسيژن اطراف ماده سوختني مي شود . در رستوران ها از اين نوع كپسول ها استفاده مي شود ، زيرا آلودگي براي مواد غذايي و وسايل آشپزي ايجاد نمي كنند.
بهترين انواع مواد خاموش كننده آتش ، كفهاي خشك شيميايي يا پودرها هستند كه بيشتر از بي كربنات سديم، بي كربنات پتاسيم يا مونو آمونيوم فسفات ساخته مي شوند. بي كربنات پتاسيم وقتي دما به 70 درجه سانتي گراد مي رسد شروع به تجزيه شدن كرده ، دي اكسيد كربن آزاد مي كند. اين دي اكسيد كربن روي آتش را مي پوشاند و آن را خفه مي كند.
از كپسول هاي آتش نشاني تنها در آتش سوزي هاي مختصر مي توان بهره گرفت. زيرا حاوي مقدار كمي از مواد خاموش كننده آتش هستند. در آتش سوزي هاي بزرگتر نياز به تجهيزات بزرگتري از قبيل ماشين آتش نشاني و افرادي متخصص است كه بدانند هر آتشي بايد به وسيله چه چيزي فرو نشانده شود ؛ اما به هر حال اگريك آتش سوزي ناگهاني در منزل يا محيط كارتان به وجود آيد ، يك كپسول آتش نشاني مي تواند نجات دهنده فوق العاده گرانبهايي براي زندگي شما محسوب شود .
كپسول هاي آتش نشاني به چند كلاس تقسيم بندي مي شوند. كپسول هاي كلاسAمي توانند آتش سوزي هاي ناشي از مواد معمولي از قبيل چوب و پلاستيك و كاغذ را خاموش كنند. كپسول هاي كلاسB مي توانند آتش هاي ناشي از مايعاتي چون بنزين يا گريس را فرو نشانند. كلاسC مربوط به آتش سوزي هاي الكتريكي است و كلاسD نيز براي خاموش كردن فلزات شعله ور و ناياب به كار مي رود . بهتر است در منزل خود از كپسول آتش نشاني نيز به عنوان يك وسيله ضروري زندگي استفاده كنيد و پيش از هر چيز به دستورالعمل و تصاوير روي آن توجه كنيد تا بدانيد مربوط به چه نوع آتش سوزي هايي است.

منبع :

متن از articles.ir
+ نوشته شده در  ساعت 14:43  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: سایت های آتش نشانی شهرهای ایران

به لطف خدا امروز ديگر از نظر داشتن سايتهاي آتش نشاني دچار كمبود نيستيم و به لطف زحمات و تلاش اين عزيزان ادارات سازمان آتش نشاني در سراسر كشور داراي سايتهاي مرتبط با خود هستند . هرچند در اغلب اين سايتها آنچه مهجور مانده است بخش آموزش مي باشد اما مطمئن هستيم كه اين بخش نيز به زودي كامل خواهد شد . در جستجويي كه در ما بين سايتهاي اينترنتي سازمانهاي آتش نشاني كشور كرديم متوجه شديم سازمان آتش نشاني بندر عباس در بحث آموزش دارای بخش قویتری نسبت به بقیه سایتها می باشد . 

امیدواریم که سایر سایتهای آتش نشانی از این سایت الگو گرفته و ما شاهد باشیم که قویترین مطالب آموزشی در زمینه ایمنی و نجات همیشه در جستجوگرهای اینترنتی مختلف به سایتهای آتش نشانی برسد .

به پيوست شما ميتوانيد ليست كاملي از سايتهاي سازمان هاي آتش نشاني را ملاحظه بفرمائيد .

نام شهر

آدرس پایگاه آتش نشانی شهر

شهر رشت

سایت آتش نشانی شهر رشت

شهر آمل

سایت آتش نشانی شهر آمل

شهر زاهدان

سایت آتش نشانی شهر زاهدان

شهر شیراز

سایت آتش نشانی شهر شیراز

شهر تهران

سایت آتش نشانی شهر تهران

شهر مشهد

سایت آتش نشانی شهر مشهد

شهر اصفهان

سایت آتش نشانی شهر اصفهان

شهر تبریز

سایت آتش نشانی شهر تبریز

شهر بندر عباس

سایت آتش نشانی شهر بندر عباس

شهر همدان

سایت آتش نشانی شهر همدان

شهر کاشان

سایت آتش نشانی شهر کاشان

شهر اراک

سایت آتش نشانی شهر اراک

+ نوشته شده در  ساعت 13:53  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: احكام شرعي امدادي

احكام شرعي امدادي (ويژه امدادگران)

مقدمه:

انسانهای پرهیزگار معمولاً پایبند قوانین مذاهب آسمانی هستند و از آنجائی که ما در جامعه ای زندگی می کنیم که یک حکومت اسلامی در آن برقرار می باشد و اکثریت افراد جامعه ما را مسلمانان تشکیل می دهند ما در بحث احکام حوادث به صورت خلاصه به بعضی موارد احکام شرعی اسلام می پردازیم و اگر زمانی در مناطقی لازم شد که در مورد ادیان و مذاهب دیگر اقداماتی را انجام دهیم باید از افراد محلی کمک بگیریم و به اعتقادات و رسوم آنها احترام بگذاریم .

سر فصلهای احکام شرعی در حوادث که امدادگران بیشتر با آن سروکار دارند بدین صورت می باشد : تیمم ، نماز مسافر ، احکام اموات ، واجبات پس از مرگ و غسل که البته لازم به یادآوری است که در اینجا تنها چند مورد از احکام حوادث که بیشتر با آن برخورد داریم ذکر شده است و با توجه به مسائل و سؤالات زیادی که پیش می آید لازم است که امدادگران به رساله های توضیح المسائل مراجعه نمایند.

 

کاربران گرامی می توانند با کلیک بر روی تصویر مرجع تقلید خود به بخش ویژه استفتائات و احکام شرعی وارد شوند.

 

استفائات و احکام ویژه کاربران مقلد

مقام معظم رهبری (مدظله العالي)

استفائات و احکام ویژه کاربران مقلد

آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالي)

استفائات و احکام ویژه کاربران مقلد

آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (رحمت الله علیه)

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:52  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: پيشگيري از آتش سوزي و اطفاء حريق

 

پيشگيري ، اقدامات اوليه و اطفاء حريق

 

راه هاي جلو گيري از آتش سوزي و خاموش كردن آن (اطفاء حريق)

1- سرد كردن:  در اين عمل با از بين بردن حرارت مي توان آتش را خاموش كرد. معمولا آب متداول ترين مايعي است كه براي سرد كردن جامدات استفاده كرد. اما بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه بعضي از فلزات مانند سديم ، پتاسيم و منيزيم اگر با آب تركيب شوند حالت انفجاري به خود مي گيرند .

 همچنين در خاموش كردن مايعاتي چون بنزين، گازوئيل و پارافين مايع نبايد از آب استفاده كرد زيرا اين مواد به علت سبك بودن وزنشان نسبت به آب در سطح قرار گرفته و هر چه بر مقدار آب بيفزاييد به گسترش آتش سوزي كمك كرده ايد .

 2- سد كردن (جداسازي):  با جداسازي مواد سوختني از حريق و جلوگيري از رسيدن آن ها به مواد در حال اشتعال مي توان آتش را مهار و خاموش كرد ، در اين عمل ضلع مواد سوختني را حذف مي كنيم .

 3- خفه كردن :  هر گاه سطح محل آتش سوزي را بپوشانيم به طوري كه اكسيژن به آن نرسد عمل خفه كردن را انجام داده ايم و آتش فورا خاموش مي گردد . براي مثال در آتش سوزي هاي كوچك كه هنوز توسعه پيدا نكرده است مي توان از پتوي نم دار استفاده كرد .

 

!!! چند نكته در مورد پيشگيري از آتش سوزي:

 1- مواد نفتي را در انبار و جاهايي كه مواد قابل اشتعال (مواد خشك) وجود دارد قرار ندهيد .

2- از روشن كردن آتش در كنار تنه درختان خودداري كنيد .

 3- در كنار كشتزارها ، علوفه خشك ، خرمن و جنگل آتش روشن نكنيد مگر اين كه اطراف آتش را به خوبي محصور كرده باشيد تا باد باعث آتش سوزي نشود .

4- اشياء زائد و بي مصرف را كه قابل اشتعال است انبار نكنيد .

 5- زماني كه باد مي وزد يا طوفان است آتش روشن نكنيد و اگر روشن است آن را فورا خاموش كنيد .

 6- ته سيگار و كبريت روشن را هر جايي نيندازيد و اگر مي خواهيد محلي را كه آتش روشن كرده ايد ترك كنيد روي آتش، آب و يا خاك بريزيد و تا از خاموش شدن آتش اطمينان حاصل نكرده ايد آن محل را ترك نكنيد .

 7- بچه ها را از بازي با كبريت و آتش منع كنيد و خطرات آتش را به آن ها متذكر شويد .

 8- سيم وسائل برقي را از زير فيش و بالاي در عبور ندهيد و هميشه سيم ها را كنترل كنيد كه روپوش آن از بين نرفته باشد .

 9- از ريختن آب بر روي سيم و پريز برق خودداري كنيد و وسائل برقي را با آب نشوييد .

 10- در موقع ترك منزل دقت كنيد شير گاز و كپسول و وسائل گازي بسته باشد و پريز راديو و تلويزيون را از برق خارج كنيد .

 11- بلافاصله بعد از استفاده از وسائل برقي مانند راديو ، تلويزيون و كامپيوتر روي آن ها را نپوشانيد .

 12- تلويزيون و لوازم برقي كه در هنگام استفاده حرارت توليد مي كنند را در گوشه هاي اتاق يا سالن قرار دهيد تا از دو طرف در مجاورت هوا قرار گيرند .

 

اقدامات اوليه در هنگام مقابله با آتش:

 1- به محض مشاهده آتش خونسردي خود را حفظ كنيد .

 2- اداره آتش نشاني را ( با تلفن 125 ) فورا مطلع كنيد .

 3- با وسائلي كه در دسترس است آتش را خاموش كنيد .

 4- در و پنجره هاي اتاقي را كه آتش سوزي در آن شروع شده فورا ببنديد تا مانع سرايت دود و شعله به اتاق هاي مجاور شود .

 5- زير درب اتاق هاي مجاور را كه هنوز دچار حريق نشده اند بپوشانيد.

 6- اگر علت آتش سوزي جريان برق است فورا جريان برق را قطع كنيد.

 7- آتش هاي خشك را با آب يا شن و ماسه خاموش كنيد .

 8- هميشه مخالف جهت وزش باد قرار بگيريد تا شعله به شما آسيب نرساند .

 9- از آسانسور استفاده نكنيد .

 10- در حاليكه نرده ها را لمس مي كنيد از پله هاي اضطراري پايين برويد .

 11- آگر با آتش سوزي بزرگي مواجه شديد خود را به خطر نيندازيد .

 12- در هاي خروجي را لمس كرده و از درهايي كه بدنه آن ها سرد است خارج شويد زيرا درهاي گرم ممكن است از حريق پشت در خبر دهند .

 

در موقع پخش گاز نكات زير را رعايت نماييد :

 1- برق را قطع كنيد ( به شرطي كه كنتور در محل پخش گاز نباشد چون جرقه باعث انفجار مي شود ).

 2- افراد خانواده را از محل دور كنيد .

 3- از پوشيدن كفش ميخ دار خودداري كنيد ، زيرا ممكن است اين كار موجب ايجاد جرقه شود .

 4- دستمال خيس جلو دهان و بيني خود ببنديد .

 5- دستگيره درب آشپزخانه و دريچه ها را آهسته و با احتياط باز كنيد تا جرقه نزند .

 6- براي ايجاد روشنايي از چراغ قوه استفاده كنيد .

 7- اگر سيلندر حاوي گاز داغ شده فورا از محل دور شويد ، چون امكان انفجارزياد است .

 

عمليات نجات(در آتش)

براي نجات شخصي كه طعمه حريق شده بايد سه اصل مهم و اساسي را مورد توجه قرار دهيد :

1- براي جلوگيري از تنفس دود و يا خفگي ناشي از آن پارچه يا دستمال مرطوبي جلوي دهان و بيني خود را بگيريد .

 2- براي جلوگيري از گم كردن راه خروج مكان ها و اطاق هايي كه دچار حريق شده اند ، بايد در امتداد ديوار حركت كنيد تا ذرب خروجي را پيدا كنيد.

 3- حتي الامكان به صورت نشسته حركت كنيد تا از استنشاق دود در امان باشيد .

+ نوشته شده در  ساعت 13:50  توسط :: محمّد صالحی ::  | 

:: آشنايي با آتش


آتش

FIRE

 

آتش:

 آتش از يك جسم قابل اشتعال با اكسيژن هوا همراه با شعله و حرارت بوجود مي آيد . علل و شرايط بوجود آمدن آتش يا عوامل تشكيل دهنده آتش را اكسيژن، مواد سوختني و حرارت مي دانند و در صورتي كه اين سه عامل با مقياس و در شرايط مساعد يك جا جمع شوند ايجاد آتش مي كنند .

 سه عامل ياد شده را مي توان به صورت سه ضلع مثلث كه به يكديگر متكي باشند نشان داد و به آن ، مثلث آتش گفت .

 

 --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

مثلث آتش:

به طور كلي وجود سه عامل به طور معين براي ايجاد يك آتش لازم است ،‌يعني اگر اين سه عامل در يك جا جمع شوند آتش سوزي به وجود مي آيد . اين عوامل عبارتند از :

1- مواد سوختني (سوخت)

2- اكسيژن

3- حرارت (گرما)

 

 

 

--------------------  توضيح اضلاع مثلث آتش  -------------------

 

 1 - حرارت (دما- گرما):

 مقدار درجه حرارتي كه اجسام بر حسب نوع خود دريافت و يا در خود ذخيره مي نمايد تا شعله ور شوند را حرارت مي گويند.

 

 

 *** راه هاي ايجاد حرارت:

 الف - شعله هاي باز:  مانند كبريت ، سيگار و اجاق گاز.

 ب - اشعه هاي نوراني: مانند پروژكتور ، نور خورشيد و لامپ هاي قوي و پر نور.

ج - جرقه: مانند جرقه حاصل از جوشكاري و جرقه پلاتين يخچال.

د - سطوح داغ:  مانند اتو ، باخاري هاي برقي و...

ه - اصطكاك:  مانند اصطكاك كبريت با بدنه آن يا اصطكاك دو سنگ چخماق با هم .

 

 

 *** راه هاي انتقال حرارت:

 الف - هدايت:  عبارت است از انتقال گرما از يك جسم داغ به اجسام سرد مجاور آن يا منتقل شدن گرما از قسمت هاي داغ يك جسم به قسمت هاي سرد تر همان جسم.

ب- جابجايي:  هوا ،گازها و مايعات حرارت ايجاد شده را از محلي به محل ديگرمنتقل مي كنند.

ج - تشعشعي:  در اثر برخورد شعله و حرارت به اجام صيقلي حالت بازتاب صورت مي گيرد و اين بازتاب بر روي مواد قابل اشتعال باعث تجمع حرارت و ايجاد آتش سوزي مي كند .

 

 

 

 2 -مواد سوختني:

غير از مواد نسوز قليايي ، اسيدي و خنثي كليه مواد در درجه حرارت معيني ، قابل سوختن مي باشند. مواد سوختني در طبيعت را به سه دسته كلي تقسيم مي كنند :

 

 

 الف - جامدات :  مانند چوب و زغال سنگ، پتو ، قالي و يا هر چيزي كه بعد از سوختن از خود خاكستر به جاي بگذارد .

   

ب - مايعات :  مانند تمام فرآورده هاي نفتي كه بعد از سوختن اثر به جا مي گذارند . از مايعات قابل اشتعال مي توان به نفت ، بنزين ، گازوييل ، الکل و ... اشاره کرد.

     

 ج- گازها :  مانند انواع گازهاي قابل اشتعال ( هيدروژن، اتان و بوتان ) و... كه بعد از اشتعال هيچ اثري از خود باقي نمي گذارند.

  

 ----------------------------------------------------------------------------------

 

3- اكسيژن:

عنصري است كه 21% از هواي اطراف ما را تشكيل مي دهد و تقريبا در همه جاي طبيعت به وفور يافت مي شود.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 13:41  توسط :: محمّد صالحی ::  |